اگر اعمالتان پاک و منطبق با حق و عدالت باشد ، قدرت شما رونق خواهد یافت
ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ،
دیری نمی کشد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت ،
خوار و ذلیل و زبون خواهید شد .

حرف جالبیه مخصوصا برا اتفاقاتی که اخیرا افتاد .
از جداشدن نوشتی
رو تن زخمی قلبم
گریه کردم و نوشتم
نازینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن
میون این همه دیوار
تو با خندهای نوشتی
هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم
مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
قدم در راه بگذاریم
کـــجـــــــــا ؟
هر جا که اینجا نیست
مــن اینجــــا از نوازش نیز چون آزار ترســـــانم
بیـــا ای خـــسته خاطر دوست !
ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بــــس دلم تنـــگ است
بیا ره توشه بر داریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم
مهدی اخوان ثالث
در تند باد زمانه
هنگامي كه با تند باد حوادث جهان دست به گريباني
و با سرسختي طوفان زندگي در نبردی
تا مي تواني ايستادگي كن
ولي آنگاه كه نه پاي رفتنت ماند
و
نه تاب ايستادن
بنشين و صبر كن
و بدان كه
طوفان هاي زندگي را هم دورانيست
و
تند باد هاي زمانه را زماني مي گذرد
و
مي گذارندت كه برخيزي
مهم اينست كه تو براي برخاستن مهيا باشي.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
آغازين روز سال همانا يادآور بسياري از شادي ها و مهربانيهاست، هنگامي که روز نو ميگردد و همه به جشن و پايکوبي ميپردازيم اميد به سالي پر از شادي و سعادتمندي براي يکديگر داريم، اين را ميتوان از چشمان تک تک افراد پارسي خواند.
نوروز جمشيدي، نوروز چندين هزار ساله، کهن ترين جشن بشريت را تبريک ميگويم و امیدوارم که سال جدید سالی پر بار و سر شار از پیروزی ، موفقیت ، شادمانی ، مهربانی و سلامت برای شما و خانواده محترمتان باشد .

شگفتا !
وقتی که بود نمی دیدم، وقتی می خواند نمی شنیدم ...
وقتی دیدم که نبود ... وقتی شنیدم که نخواند ... !
چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال ، در برابرت ، می جوشد و می خواند و می نالد ، تشنه آتش باشی و نه آب ، و چشمه که خشکید ، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت ، و کویر را تاخت و گداخت و از آسمان آتش ، کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان بارید .
تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش ، وبعد ، عمری گداختن از غم نبودن ، کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می گداخت .
روز دانشجو بر جویندگان علم مبارک .
اینم یه شعر دانشجویی
ژتوني دارم من / خرده پولي در جيب / سر سوزن هوشي
دوستاني بهتر از شمر و يزيد / دوستاني همچون من / مشروط
و اتاقي كه همين نزديكي است پشت آن كوه بلند
اهل دانشگاهم / پيشه ام گپ زدن است / گاهگاهي مي نويسم تكليف / مي سپارم به شما
تا به نمره بيست / كه در آن زنداني است / دلتان تازه شود
چه خيالي چه خيالي / خوب مي دانم دانشم كم عمق است
اهل دانشگاهم / عشق از پنجره ها مي گيرم / همه ذرات مخ من / متبلور شده است
درسهايم را وقتي من مي خوانم / كه خروس / مي كشد خميازه / مرغ و ماهي خوابند
خوب يادم هست / مدرسه باغ آزادي بود / درسها را آن روز / حفظ مي كردم در خواب
امتحان چيزي بود / مثل آب خوردن / خوب يادم هست / درس / بي رنجش مي خواندم
نمره / بي خواهش مي آوردم / تا معلم پارازيت مي انداخت / همه غش مي كردند
و كلاس / چقدر زيبا بود / و معلم / چقدر حوصله داشت / درس خواندن آن روز / مثل يك بازي بود
كم كمك دور شديم از آنجا / بار خود را بستيم / عاقبت رفتيم به دانشگاه / رفتيم از پله دانشكده / بالا بالا
بارها افتاديم … / در دانشگاه / من كلاسي ديدم / يك عدد صندلي خالي داشت / من كسي را ديدم
كه از داشتن يك نمره ده / پشت دانشكده پشتك مي زد/ اتوبوسي ديدم / كسي از روزنه پنجره مي گفت كمك
سفر سبز چمن تا كوكو / بارش اشك پس از نمره تك / جنگ آموزش با دانشجو
جنگ دانشحويان سر ته ديگ غذا / حمله درس به مخ / حذف يك درس به فرماندهي رايانه
فتح يك ترم بدست ترميم / قتل يك نمره بدست استاد / قتل يك لبخند در آخر ترم / همه جارا ديدم
اهل دانشگاهم / نيستم دانشجو / كارت من گم شده است / من به مشروط شدن نزديكم
من در اين دانشگاه / چقدر مضطربم / من به نمره ناقابل ده خشنودم
من در اين دانشگاه / در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم / اتوبوس كي مي آيد / خوب مي دانم / برگه حذف كجاست
هر كجا هستم / باشم / تريا نقليه دانشكده / از آن من است
رختها را بكنيم / پس ورزش بدويم / توپ در يك قدمي است/ و بدانيم اگر سلف نبود / همگي مي مرديم
و بدانيم اگر نقليه يك روز / نمي آمد / همگي مي مانديم / و بدانيم اگر جزوه استاد نبود / همه مي افتاديم
و نپرسيم كجاييم و چه كاري داريم / و نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود / و اگر بود / چرا يخ زده بود
بد نگوييم به استاد اگر / نمره تك آورديم
كار ما نيست / شناسايي مسئول غذا / كار ما شايد اين باشد
كه در حسرت يك صندلي خالي پيوسته !... شناور باشيم
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس، نفس
از این نا مهربونی ها دارم از غصه میمیرم
رفیق روز تنهایی
یه روز دستات تو میگیرم
تو این شب گریه می تونی
پناه هق هق من باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی
دوباره تو دوباره عشق دوباره ما
دو هم قفس دوهم زبون دوهم صدا
تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز
بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات
شبم روشنترین باشه
می خوام آئینه خونه
با چشمات همنشین باشه
دلم گرفت ای همنفس
پرم شکست تو این قفس
بوی پوسیدگی فکر شما
طفل احساس خدا را هم می آزارد
من دگر خسته شدم ...
دست ناپاک شما
جامه پاک مرا
از تنم بیرون کرد
خنجر کینه تان ، جگرم را خون کرد
من دگر خسته شدم ...

پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به تمام ایرانیان بلخص وبلاگ نویسان و قشر جوان ایران تبریک می گویم و امیدوارم که سال جدید سالی پر بار و سر شار از پیروزی موفقیت برای همه شما باشه .













